احساس اضطراب، سرکشی و بیهودگی چطور ما را از تحقق اهدافی که اول سال تعیین میکنیم بازمیدارد؟
ریشههای اهمالکاری و راههای مقابله با آن
مقالات اقتصاد جهانی
بزرگنمايي:
بازار آریا - نویسنده: Elizabeth Grace Saunders مترجم: منا اختیاری سال نو همیشه فرصتی طلایی برای بازنگری در عادتها، تعیین اهداف جدید و تلاش برای بهتر شدن است. اما یکی از بزرگترین موانعی که میتواند ما را از رسیدن به اهدافمان بازدارد، اهمالکاری است. اگر ندانیم چرا کارها را به تعویق میاندازیم، در چرخه ناکامی و ناامیدی از خود گرفتار میشویم و در نهایت، یک سال دیگر را هم بدون تغییر واقعی پشت سر میگذاریم. ممکن است اهمالکاری در ظاهر همیشه یکجور به نظر برسد؛ مهمترین کارمان را تا آخرین لحظه - حتی گاهی دیرتر از آن - به تعویق میاندازیم، در حالی که به هزار کار دیگر از چک کردن ایمیل گرفته تا مرتب کردن کشوی جورابها و چیدمان کتابهای کتابخانه براساس حروف الفبا میرسیم.
در نهایت هم زمانی که دیگر چارهای نداریم جز اینکه آن کار ترسناک را انجام دهیم، مضطرب و شتابزده حتی شب را نمیخوابیم تا کار را برسانیم که نتیجهاش چیزی جز کار بیکیفیت و خستگی و فرسودگی روز بعد نیست. اما ریشه همه موارد اهمالکاری صرفا به این دلیل که ظاهرشان یکسان است، یکی نیست. من بهعنوان مربی مدیریت زمان دریافتهام که ریشههای اهمالکاری میتوانند بسیار متفاوت باشند؛ از سختی بیش از حد یک کار گرفته تا سادگی بیش از حد آن، یا اضطراب و فشار روحی که آن فعالیت میتواند در ما به وجود آورد یا بیاهمیت به نظر رسیدن آن. کلید غلبه بر اهمالکاری، شناسایی ریشه آن، همچون اضطراب، سرکشی یا کسالت، در گام اول و پرداختن صحیح به مساله در گام بعدی است.
وقتی از شروع کردن میترسیم
گاهی به حدی به بینقص بودن یک پروژه اهمیت میدهید و میخواهید همه چیز در مطلوبترین حالت ممکن باشد که حتی باز کردن یک فایل ورد برای شروع کار هم میتواند وحشتناک به نظر برسد. یا شاید کاری است که تا به حال تجربه نکردهاید و هیچ شناختی از آن ندارید، پس به خودتان اطمینان ندارید و همین باعث میشود اصلا شروع نکنید. شاید هم کاری است که قبلا انجام دادهاید، اما نتیجه خوبی در پی نداشته و حالا ترس از شکست دوباره شما را از شروع کردن باز میدارد.
یکی از نکات کلیدی که در چنین شرایطی باید به خاطر داشته باشید این است که با اهمالکاری فقط اضطراب تشدید میشود. شاید اجتناب از انجام یک کار، در ظاهر شبیه فرار از شکست یا ناراحتی و اضطراب به نظر برسد، اما واقعیت دقیقا عکس این تصور است. وقتی از انجام کاری که مضطربتان میکند طفره میروید، نه تنها اضطرابتان را افزایش میدهید، بلکه احتمال واقعی شدن ترسهایتان هم بیشتر میشود. پس بهجای اهمالکاری، مهارت «شروع کردن و دوباره شروع کردن» را تمرین کنید و با اقدامات مستمر و پیوسته، پروژه را پیش ببرید.
حتی اگر صرفا 10 یا 15 دقیقه ابتدای روزتان را به کاری اختصاص دهید که از انجامش واهمه دارید، میتوانید پروژه را به جریان بیندازید و شتاب لازم برای پیشبردش را فراهم کنید.
از آن گذشته، برای مقابله با نگرانیهای منطقی به جای فرار، اقدامات عملی انجام دهید. به عنوان نمونه اگر واهمه شما از وظیفهای است که تا به حال برعهدهتان نبوده، با همکاران باتجربه صحبت کنید تا ببینید آنها در مقابل چنین موردی چه رویکردی را در پیش میگرفتند، مقالات و ویدئوهای آموزشی مرتبط را بیابید و در صورت امکان از ابزارهای هوش مصنوعی مناسب با مساله راهنمایی بخواهید.
در نهایت، اگر در گذشته در انجام این پروژه شکست خوردهاید و نتوانستهاید انتظارات را برآورده کنید، به دلایل بروز آن فکر کنید و بعد ببینید این بار چگونه میتوانید از ابتدا به گونهای مدیریت کنید که این مشکلات دیگر تکرار نشوند.
اقدامات لازم برای پیشگیری، تمام احتمالات و عدمقطعیت را از بین نمیبرد، اما تا حد زیادی آن را کاهش میدهد و بهترین فرصت ممکن برای دستیابی به موفقیت را در اختیارتان میگذارد.
وقتی نمیخواهیم تبعیت کنیم
گاهی باید کاری را انجام دهید که نه چندان سخت است و نه شما را مضطرب میکند، بلکه صرفا تمایلی به انجامش ندارید، پس تا حد ممکن آن را به تعویق میاندازید. شاید حس میکنید برای انجام این کار تحت فشار هستید یا فکر میکنید کار بیفایدهای است، حتی شاید از فردی که از شما درخواستی داشته دلخور هستید و تمایلی به انجام کاری که از شما خواسته شده است، ندارید.
ممکن است در برخی موارد بتوانید کلا از انجام آن کار سر باز بزنید، چون به هر حال الزامی نیست و اگر انجامش ندهید اتفاق خاصی نمیافتد. اما همیشه این امکان وجود ندارد، بهخصوص اگر کسی که از شما درخواستی داشته رئیس یا همسرتان باشد، پس در چنین شرایطی که کل وجودتان از انجام کاری که از شما خواسته شده امتناع میکند، باید چه راهکاری را در پیش بگیرید؟ گرتچن رابین، نویسنده کتاب چهار گرایش (The Four Tendencies)، در کتابش میگوید برای غلبه بر چنین تمایلاتی، فکر کنید ببینید انجام دادن آن کار چه همخوانی با هویت شما دارد.
به عنوان مثال ممکن است به خود بگویید: «من فرد مسوولی هستم، پس درخواستی را که قبول کردهام نادیده نمیگیرم.» یا «من به خانوادهام اهمیت میدهم، پس حتی اگر حال و حوصلهاش را هم نداشته باشم، اینکار را انجام میدهم.» ربط دادن کار به هویت خود، این قابلیت را دارد که کاری را که «باید» انجام دهید، به کاری که «میخواهید» انجام دهید، تبدیل کند.
وقتی اصلا برایمان مهم نیست!
احساسات شدید میتوانند مانع انجام کار شوند، اما فقدان احساسات و بیانگیزگی هم میتواند باعث به تعویق انداختن کار شود. شاید کاری دستتان است که خستهکننده و بیاهمیت به نظر میرسد، یا حس میکنید اگر انجامش ندهید هیچکس متوجه نمیشود و اصلا کسی اهمیت نمیدهد. شاید هم این کار را هزار بار انجام دادهاید و نمیخواهید برای هزار و یکمین بار تکرارش کنید. در چنین شرایطی، یا باید راهی پیدا کنید تا آن کار کمی برایتان مهم شود، یا کاری کنید که کمتر آزاردهنده باشد.
برای ایجاد اهمیت، میتوانید به خود یادآوری کنید که نمیخواهید شغلتان را از دست بدهید، و اگر این وظیفه را انجام ندهید، بعید نیست در مسیر اخراج قرار بگیرید. یا به این فکر کنید که حتی اگر کاری که انجام میدهید در ظاهر کوچک به نظر برسد، تاثیر قابلتوجهی بر دیگران دارد؛ مثلا اگر شما صورت وضعیتها را به موقع ارسال نکنید، سازمان نمیتواند به موقع حقوق کارکنان را پرداخت کند.
برای کاهش آزاردهندگی یک وظیفه میتوانید از چند تکنیک مختلف استفاده کنید. یکی از روشهای موثر، ترکیب کردن آن کار خستهکننده با چیزی لذتبخش است. مثلا هنگام انجام آن موسیقی یا پادکست گوش دهید، یا در حین کار قهوه مورد علاقهتان را بنوشید. احساسات مثبتی که از این کارهای لذتبخش دریافت میکنید، میتوانند حس منفی یا بیتفاوتی نسبت به کار خستهکننده را کاهش دهند. یک استراتژی دیگر، انجام کار به شکل کم اما مداوم است. مثلا میتوانید فقط 5دقیقه در روز برای انجامش وقت بگذارید یا هر بار فقط یکی دو مورد را از فهرست کارهایتان حذف کنید. این پیشرفتهای کم و مداوم به تدریج جمع میشوند و در نهایت، کار را به سرانجام میرسانند.
اهمالکاری نباید شما را در یک وضعیتی گرفتار کند که ناتوان شوید. اگر اکنون که تازه سال نو را آغاز کردهاید، بدون درک این عوامل دست به کار شوید، ممکن است اهداف بزرگی برای خود تعیین کنید، اما به خاطر اضطراب (ترس از شکست)، سرکشی (حس اجبار و فشار) یا بیهودگی (احساس بیاهمیتی کار) از مسیر خود منحرف شوید.
با شناسایی ریشه مشکل و برخورد صحیح با آن، میتوانید با کمترین میزان استرس پیش بروید و کاری را که باید انجام دهید، به پایان برسانید.
سال جدید فرصتی برای بازنویسی الگوهای ذهنی است. نو شدن سال صرفا تغییری در تقویم نیست، بلکه فرصت بسیار خوبی است برای شکستن عادات قدیمی و جایگزین کردن آنها با رفتارهایی که ما را به سمت موفقیت روزافزون هدایت میکنند. اگر در گذشته دچار اهمالکاری شدهاید، خود را سرزنش نکنید. راه اجتناب از پشت گوش انداختن کارها این نیست که خود را به باد سرزنش بگیرید. باید از این آگاهی استفاده کنید. امسال، بهجای اینکه اجازه دهید ترس، نافرمانی یا بیحوصلگی شما را از حرکت بازدارد، تصمیم بگیرید که با آگاهی و اقدامات کوچک اما مستمر، بر این موانع غلبه کنید. اگر هر روز حتی یک گام کوچک هم بردارید، در پایان سال از نتیجه چشمگیرش بهرهمند میشوید.
منبع: Fast Company
-
يکشنبه ۱۷ فروردين ۱۴۰۴ - ۰۰:۱۱:۲۵
-
۱۰ بازديد
-
روزنامه دنیای اقتصاد
-
بازار آریا
لینک کوتاه:
https://www.bazarearya.ir/Fa/News/1287874/