توپوگرافی سیاسی ایران در آستانه مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا
اقتصاد ایران
بزرگنمايي:
بازار آریا - منصور بیطرف* اوضاع و احوال سیاسی جهان در ایام عید، مسیر هیجانانگیز و پیشبینینشدهای را پشت سر گذاشت. عامل و فاکتور مهم این هیجان و پیشبینیناپذیری، کسی نبود جز «ترامپ». در ایام تعطیلات، ترامپ توانست با زلنسکی بر سر آتشبس جنگ روسیه با اوکراین به توافق برسد؛ هرچند که هنوز پوتین در این زمینه سکوت کرده و سبب خشم ترامپ شده است. تعرفه 25درصدی بر واردات خودرو به آمریکا و نیز یک تعرفه پایهای 10درصد بر تمام کشورهای جهان (به جز روسیه) وضع کند؛ اتفاقی که یکی از تحلیلگران اقتصادی صندوق بینالمللی پول آن را به مثابه انداختن بمب اتمی بر اقتصاد جهان توصیف کرد و مهمتر از همه اینها نامهای برای رهبری جمهوری اسلامی ایران در زمینه توافق –البته همراه با تهدید– بنویسد.
اگر همه این رویدادها را کنار هم بگذاریم بدون شک برای مردم ایران، نه توافق آتشبس جنگ روسیه و اوکراین مهم است و نه جنگ تعرفهای که ترامپ راه انداخته، بلکه آنچه برای مردم ایران مهم است همان نامه ترامپ و جواب آن بود و لذا این سوال در ذهن همه مردم ایران میچرخد که «عاقبت چه میشود؟» پاسخ به این سوال هرچند که خیلی دشوار است، اما میتوان در قالب «توپوگرافی سیاسی» نکاتی را مطرح کرد که تصمیمگیری را برای صاحبنظران و تحلیلگران سیاسی راحتتر میسازد.
«توپوگرافی سیاسی» چیست؟ توپوگرافی درواقع یک واژه جغرافیایی است و به معنای مطالعه و نمایش ویژگیهای سطح زمین از نظر ارتفاع، شکل و عوارض طبیعی و مصنوعی گفته میشود. این علم برای تهیه نقشههای دقیق از زمین استفاده میشود و شامل نشان دادن کوهها، تپهها، درهها، رودخانهها و سازههای انسانی مانند جادهها و ساختمانها است.
توپوگرافی سیاسی هم در اصل مثل توپوگرافی جغرافیایی بررسی اوضاع و احوال سیاست از لحاظ نقاط ضعف و قوت، موانع طبیعی و مصنوعی و راههایی است که میتوان راحتتر به اهداف سیاسی رسید. درواقع توپوگرافی سیاسی به مثابه یک نقشه مهم از یک منطقه جنگی است که هر فرمانده زبده و ماهر باید آن را داشته باشد؛ بهطوریکه بدون این نقشه عملا پیروزی در یک جنگ غیرممکن است. به همین خاطر دولتمردان و کارشناسان ایران میتوانند برای تبیین واقعگرایی سیاسی از توپوگرافی سیاسی بهره ببرند. بررسی توپوگرافی سیاسی به آنها این امکان را میدهد که مانند یک جبهه جنگ نقشه راه مسیر دشمن و دوست را به دقت ترسیم کنند.
توپوگرافی سیاسی ایران چه میگوید؟
بهتر است واقعیتهای سیاسی ایران یا همان توپوگرافی سیاسی ایران را بهطور مجمل در دو بخش توانمندی و ضعفهای آن بررسی کنیم. اگر بخواهیم از توانمندیهای ایران صحبت کنیم جدا از قدرت نظامی که محل بحث ما نیست، معادن غنی و نیروهای انسانی کارآمد دو امتیازی هستند که میتوانند در توپوگرافی سیاسی ایران جا بازکنند. معادن غنی ایران هر چند مهم هستند، اما تا زمانی که به خوبی از آنها بهرهبرداری نشود، فقط میتوانند بهعنوان یک پتانسیل سیاسی و اقتصادی در مذاکرات به آنها نگاه کرده شود. اگر از این معادن بهرهبرداری میشد و در اقتصاد جهانی وزن داشتند بدون شک میتوانستند ابزار موثری در جلوگیری از تحریمها باشند.
بیژن زنگنه، وزیر سابق نفت در این خصوص به نکته مهمی اشاره میکرد. او میگفت: «اگر ایران ظرفیت تولید نفت خود را به 5 تا 6میلیون بشکه در روز افزایش میداد به همین راحتی نمیتوانستند ما را از بازارهای جهانی نفت حذف کنند.» حساب کنید: صادرات 4میلیون بشکهای نفت را راحتتر میشود حذف کرد یا صادرات 1.5 تا 2میلیون بشکهای؟ در توپوگرافی سیاسی ترسیمی ما نیز مسیرهای جغرافیایی وجود دارد یا بهتر بگوییم ظرفیت جغرافیایی.
زمانی گفته میشد «ایران چهارراه جهانی است» این چهارراه به خاطر دسترسی راحت ایران به کشورهای همسایه در شمال، جنوب، شرق و غرب بود. اما همین مزیت بهخاطر عدم بهکارگیری مناسب که مهمترین آن تنشهای سیاسی در داخل و خارج است، عملا از کار افتاد و بیبهره ماند و مهمتر آنکه همین کشورهای همسایه در حال حاضر میتوانند برای ایران ریسکهایی را به همراه داشته باشند.
برای مثال کشورهای جمهوری آذربایجان، ترکیه و ترکمنستان را در نظر بگیرید؛ سه کشوری که زبان مشترک آنها مودت قوی را در میان آنها حاکم کرده است و قدرت اقتصادی و سیاسی ترکیه باعث شده است که ترکیه برای آنها به مثابه یک «پدرخوانده» محسوب شود. همچنین نگاهی بیندازیم به کشورهای عرب جنوب خلیجفارس و نقش پدرخواندگی «عربستان سعودی» برای آنها و در شرق هم نمیتوان به کشور افغانستان بهخاطر تضاد ایدئولوژیک که با ایران دارد، اعتماد چندانی داشت. پاکستان هم که هرچند خودش را در بحث همسایگی منفعل نشان میدهد، اما بهخاطر جداییطلبان بلوچ و پیوندی که آنها با بلوچهای ایران دارند، نمیتوان چندان روی آن حساب باز کرد. بنابراین در توپوگرافی سیاسی ایران باید به این موارد نگاه کرده شود.
در توپوگرافی سیاسی ایران دو فاکتور مهم دیگر میماند: قدرت هستهای و مردم. درخصوص موضوع هستهای ایران، فعلا وارد این مبحث نمیشویم و آن را به شرایط مناسب دیگری موکول میکنیم؛ اما درباره مردم بهتر است نگاهی به هرم جمعیتی ایران بیندازیم: در مقایسه با دهههای گذشته، پایه هرم که نشاندهنده جمعیت جوان (0-4 سال) است، باریکتر شده است.
این نشاندهنده کاهش نرخ باروری در سالهای اخیر است. کاهش نرخ باروری آنقدر شدید است که دولتمردان هشدار دادهاند که تا حدود 50سال دیگر با پیری جمعیت مواجه هستیم و همین امر سبب شده است که با رشد جمعیت سالمند روبهرو شویم که دلایل آن افزایش امید به زندگی و کاهش نرخ باروری است. اما به هر حال با وجود این موضوع پنجره جمعیتی ایران باز است؛ به این معنی که نسبت جمعیت فعال (15-64سال) به جمعیت غیرفعال (کودکان و سالمندان) نسبتا بالاست. ولی این پنجره بهدلیل کاهش باروری در حال بسته شدن است. همچنین نسل متولدان دهه 1360 (که جمعیت زیادی دارند) اکنون در سنین میانی قرار دارند و این موضوع چالشها و فرصتهای خاص خود را ایجاد کرده است. اما مهمترین چالش جمعیتی برای ایران نرخ بیکاری بالا در میان جوانان تحصیلکرده است؛ بهطوریکه نرخ بیکاری جوانان تحصیلکرده را بین 40 تا 50درصد تخمین میزنند.
این موضوع بسیار مهم را باید در توپوگرافی سیاسی ایران لحاظ کرد و در واقع دشمنان ایران بیشتر از این پنجره به مخالفتها نگاه میکنند تا پنجرههای دیگر. توپوگرافی سیاسی ایران، پستیها و بلندیهای دیگری را هم دارد که در این نوشتار نمیگنجد؛ اما آنچه در توپوگرافی سیاسی کشور نقش برجستهای دارند: اقتصاد ناپایدار؛ دو قطبی سیاسی و جوانان منفعل سیاسی است. تجمیع این سه فاکتور، ایران را در موقعیت پر ریسکی قرار داده است.
* روزنامهنگار
-
يکشنبه ۱۷ فروردين ۱۴۰۴ - ۰۰:۱۰:۰۶
-
۹ بازديد
-
روزنامه دنیای اقتصاد
-
بازار آریا
لینک کوتاه:
https://www.bazarearya.ir/Fa/News/1287862/