حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان دیگر جزو احزاب جریان اصلی است
بازگشت صدای نازیسم به قاره سبز
اقتصاد جهان
بزرگنمايي:
بازار آریا - دنیایاقتصاد : هنگامی که نتایج انتخابات آلمان در 23 فوریه در مقر شلوغ حزب راستافراطی آلترناتیو برای آلمان در برلین اعلام شد، سالن در شادی غرق شد. افراد برجسته حزب، از جمله آلیس وایدل، رهبر حزب و صدها نفر از هوادارانی که پرچم آلمان را به اهتزاز درآورده بودند، فورا پیروزی 21درصدی حزب را بهعنوان یک پیروزی آشکار قلمداد کردند؛ چراکه دقیقا دوبرابر سال2021 به تعداد آرایشان افزوده شده بود. این یک پیروزی برای حزب راستافراطی است؛ حتی اگر دموکراتهای مسیحی محافظهکار با 8درصد رای بیشتر نسبت به سال2021، حق تشکیل دولت را بهدست آورده باشند.
به نوشته وبگاه مجله فارنپالیسی، بهرغم این واقعیت که سایر احزاب آلمان از شراکت با آنها برای حکمرانی امتناع میکنند، آلترناتیو برای آلمان که یک حزب بیگانههراس افراطی است و با نئونازیها رابطه دارد، بهطور قطع از حاشیه خارج شده و کاملا در مرکز سیاست آلمان قرار گرفته است.
این حزب در حال حاضر دومین حزب قدرتمند آلمان است. بزرگترین حزب مخالف در بوندستاگ؛ حزب مورد علاقه طبقه کارگر؛ حزب شماره 1 در ایالتهای شرقی آلمان؛ یکی از عزیزان دولت جدید ایالات متحده و همچنین دارای نماینده در مجالس قانونگذاری منطقهای همه ایالتهای آلمان به جز یک ایالت. همچنین آنها در پارلمان اتحادیه اروپا هم حضور قدرتمندانهای دارند؛ جایی که توسط متحدان همفکرشان حمایت میشوند.
هرچند، شاید انتقادیتر از همه این نکته باشد که کمپین انتخاباتی نشان داد که چگونه اساسا آلترناتیو برای آلمان میتواند از یک پوپولیسم نژادپرستانه برای تغییر گفتمان سیاسی کشور و همسو کردن رقبا با خود (در زمینه مهاجرت) استفاده کند.
چماق آلترناتیو برای آلمان مهاجرت بود که بیرحمانه از آن استفاده کرد تا هر حزب دیگری را مجبور کند که مواضع خود را درباره رفتار با پناهجویان، پناهندگی سیاسی، شیوههای پلیسی و سیاستهای مرزی سختتر کنند. البته حزب چپ (لینکه) در این زمینه یک استثناست. اما هر یک از احزاب برای جلب رضایت بیشتر مجبور به تحمل هزینههایی شدند. از سوی دیگر، چپ تنها حزب دموکراتیک بود که بهطور قابل توجهی نتایج خود را نسبت به سال2021 بهتر کرد و حتی از نظرسنجیها عملکرد بهتری داشت. این امر درباره اتحادیه دموکرات مسیحی و صدراعظم احتمالی بعدی آلمان، فردریش مرتس نیز صدق میکند که نسبت به سال2021 بهتر عمل کردند.
در واکنش به هیاهوی آلترناتیو برای آلمان و مجموعهای از حوادث تلخ و خشونتآمیز مربوط به پناهجویان در آلمان، مرتس در اواخر ژانویه، درست چند هفته قبل از رایگیری، رویکرد محتاطانه را کنار گذاشت و روی کارزار اقتصادی و مهاجرت (همسو با راستافراطیها) تمرکز کرد. مرتس تا آنجا پیش رفت که با کمک آرای آلترناتیو برای آلمان، مجموعهای از اقدامات را برای محدود کردن مهاجرت در صحن بوندستاگ پیشنهاد کرد؛ اقدامی که او و دیگر سیاستمداران جریان اصلی متعهد شده بودند که هرگز انجام نخواهند داد. بنابراین «دیواره آتشِ ضد آلترناتیو برای آلمان» را که احزاب میانهرو متعهد به اجرای آن بودند، کاملا از بین برد.
اتحادیه دموکرات مسیحی با چشمان بسته وارد دامی شده است که به حاشیه رانده شدن یا حتی ناپدید شدن احزاب راست میانه در سراسر اروپا منجر میشود: محافظهکاران اروپا با پذیرش فراخوان راست افراطی، افراطیونی را تغذیه میکنند که رایدهندگان در نهایت آنها را معتبرتر یا قانع کنندهتر درباره مسائل مربوط به نان و خوراک خود میدانند.
درحالیکه اتحادیه دموکرات مسیحی آرای بیشتری نسبت به آلترناتیو برای آلمان بهدست آورد، 28.5درصد آرایشان نشان میدهد که چندین امتیاز نسبت به نظرسنجیها کمتر بهدست آوردهاند و دومین رقم پایین تاریخ خود را در انتخابات تجربه کردند. مانند فرانسه، ایتالیا و هلند و همچنین در سراسر اروپای مرکزی، راست میانه، مواضع راستافراطی را فریاد میزند و خواستهای آنها را به عرصه سیاسی میآورد. دادههای انتخابات آلمان نشان میدهد که حزب اتحادیه دموکرات مسیحی و حزب سوسیالدموکرات بخشی از آرای خودشان را به آلترناتیو برای آلمان باختهاند. شبکه تلویزیونی «ARD» پس از اعلام آرا، نتیجه گرفت که اتحادیه دموکرات مسیحی نمیتواند ادعای «پیروزی قاطع» داشته باشد.
این شبکه تلویزیونی گفت که این آمار نتیجه خوبی نسبت به سال 2021 که رای 24درصدی بهدست آورد، نبوده است و بسیار کمتر از 42درصدی است که این حزب با رهبری آنگلا مرکل بهدست آورد. پس از این شبکه میپرسد: چرا اینطور شده است؟ این شبکه اینگونه تشریح میکند: این ترکیبی از اشتباهاتی است که رهبری حزب در دوران پسامرکل دچار شد؛ اما مطمئنا رقابت با راستافراطی هم در آن دخیل است. هدف مرتس این بود که موضوع مهاجرت را به آلترناتیو برای آلمان واگذار نکند. آیا این تاکتیک جواب داد: احتمالا نه!»
روزنامه تاگسسایتونگ مینویسد: «احزابی مانند آلترناتیو برای آلمان در سایه نیاز به اقتدار و امنیت رشد میکنند، و دولت کنونی [به رهبری سوسیال دموکرات] برعکس آن عمل کرد.» الیور دکر، روانشناس اجتماعی به این رسانه گفت: «در اینجا شعارهای مربوط به بحران با ترجیعبند «خارجیها اخراج»، با استفاده از راهحلهای ساده و استبدادی، نظر مردم را جلب میکند.» او نتیجه گرفت این واقعیت که احزاب میانهرو به موضوع مهاجرت پرداختهاند، آلترناتیو برای آلمان را تضعیف نکرده، بلکه به آن مشروعیت بخشیده است.
آلترناتیو برای آلمان در سال2013 متولد شد، نه بهعنوان یک حزب افراطی، بلکه بهعنوان منتقدان اتحادیه اروپا و اقتصاددانان نئولیبرال حزب خود را تشکیل دادند و نقش آلمان را در بحران مالی 2010-2009 اروپا برجسته کردند. آنها منتقد واحد پولی یورو هستند و خواستار بازگشت مارک آلمان هستند. اما به زودی پس از تاسیس، حزب شروع به خزیدن به سمت راست کرد. اولین موفقیتهای آنها در ایالتهای شرقی آلمان اتفاق افتاد که از آن زمان تاکنون سنگر اصلیشان است. رودیگر ماس، نویسنده کتابهای پرفروش درباره آلمان، به فارنپالیسی گفت: «در ابتدا، آلترناتیو برای آلمان روی رایدهندگان مسنتری که خود را محافظهکار میدانستند، اما از مرکل دلسرد شده بودند، حساب باز کرده بود.» شرق، خاکی حاصلخیز برای حزب راستگرا بود که بهطور فزایندهای به سمت راست افراطی سوق پیدا میکرد: «شرقیها از اتحاد ابراز ناامیدی گستردهای کردند؛ زیرا احساس میکردند با آنها ناعادلانه رفتار کرده و آنها را به شهروندان درجه دوم تبدیل کرده است.» تغییر و تحول اقتصادی شرق، منجر به بیکاری افسارگسیخته و تا به امروز کاهش دستمزدها و استانداردهای زندگی برای ساکنانش شد. علاوه بر این، شرقیها تجربه بسیار کمی از مهاجرت، فرهنگهای خارجی مانند اسلام و همزیستی با غیر آلمانیها داشتند.
اولین مهاجران غیرسفید پوست در دهه1990 اغلب با خشونت تندی مواجه شدند. عرصه برای نئونازی راستگرای تندرو باز شد و حتی بر مکانهای روستایی تسلط یافت. زمانی که بیش از یک میلیون مهاجر از سال2015 تا 2016 وارد آلمان شدند، کسانی که در شرق ساکن شدند با خصومت و نارضایتی عمیقی مواجه شدند. آلترناتیو برای آلمان، مانند آلمان شرقی رادیکال شد: «بیش از همه، رایدهندگان غیر تحصیلکرده، مردان، روستاییان و افراد بیش از 40 سال، ستون اصلی حزب را تشکیل دادند.» دانیلا روتر، مورخ دانشگاه بوخوم به فارنپالیسی گفت: «از همان ابتدا، آلترناتیو برای آلمان یک حزب مردانه بود و بیش از همه برای مردان جذاب بود.»
این مورخ میگوید: «این حزب مانند هر جنبش ملی در تاریخ آلمان، خانواده سنتی با سلسلهمراتب مردانه را در مرکز جامعه قرار میدهد. برخی از سیاستهای جنسیتی آن مستقیما یک به یک از نازیها گرفته شده است.» روتر ادامه داد: «این واقعیت که امروزه آلترناتیو برای آلمان توسط یک زن (همجنسگرا) رهبری میشود، تنها یک تناقض به نظر میرسد.» این مورخ مدعی است که اگر آلترناتیو برای آلمان به قدرت میرسید، وایدل کنار گذاشته میشد. همانطور که آلترناتیو برای آلمان وارد مجالس قانونگذاری آلمان شرقی شد، بهطور همزمان حساسیتهای لیبرالی خود را برای محافظهکاری هر چه بیشتر راستگرا کنار گذاشت.
آلترناتیو برای آلمان بهشدت به سمت راستافراطی سوق پیدا کرد و مواضع رادیکالتری درباره مهاجرت، اسلام، بحران آب و هوا و اتباع خارجی در آلمان اتخاذ کرد. همچنین به روسیه و ولادیمیر پوتین، یهودیستیزی و رد رویکرد خودانتقادی آلمان نسبت به جنگ جهانی دوم تمایل پیدا کرد. با این حال، موفقیتهای خیرهکننده انتخاباتیشان ابتدا در واکنش به بحران پناهجویان بود.
در سالهای 2016 و 2017، به مجالس قانونگذاری منطقهای در غرب آلمان و سپس با ارقام بالای 20درصد به مجالس چندین ایالت شرقی حمله کرد. در شرق، یک معلم سابق مدرسه و چهلساله متولد آلمان غربی به نام بیورن هوکه بهعنوان رهبر رادیکالترین شاخه آلترناتیو برای آلمان، به نام Der Flügel، شهرت یافت. هوکه به همدردی با رایش سوم و به تحقیر دموکراسی به سبک غربی پرداخت. برای مثال، هوکه از بنای یادبود هولوکاست در مرکز برلین به عنوان «یادبود شرم» یاد کرد. این دیدگاهها توجه سرویسهای اطلاعاتی آلمان را به خود جلب کرد که چندین شاخه حزب شرقی از جمله هوکه را تحت نظر قرار دادند.
با این رویکرد برعکس، هوکه و متحدانش به حزب کمک کردند تا آمارهای بزرگتری را بهدست آورد. در سال2019، او حزب آلترناتیو برای آلمان را در تورینگن رهبری کرد و به رای 23درصدی دست یافت. سپس پنج سال بعد توانست 33درصد آرا را به خود اختصاص دهد که آن را به قویترین حزب تورینگن تبدیل کرد که یک نقطه عطف دیگر در کارنامه هوکه بهحساب میآید. روز انتخابات در تورینگن، هوکه حزب را به رکورد جدیدی رساند: «38 درصد آرا.» تسلط احزاب دموکراتیک بر تورینگن به قدری ضعیف است که آنها در سال گذشته توافق کردند که در یک ائتلاف ناامیدکننده و نامناسب از اتحادیه دموکرات مسیحی، سوسیالدموکرات و حزب چپ پوپولیست صحرا واگنکنشت تشکیل دهند تا یک «دیواره آتش» هم اینجا شکل دهند.
در روز یکشنبه از یک آمار تلخ دیگر هم رونمایی شد: «در شرق، دیگر رایدهندگان قدیمی از حزب حمایت نمیکنند، بلکه جوانترینها هستند.» از هر سه رایدهنده مرد زیر 24سال، یکنفر به حزب آلترناتیو برای آلمان رای داده است.
ماس توضیح داد که این جوانان با آلترناتیو برای آلمان بزرگ شدند. در بسیاری از موارد والدین آنها اولین رایدهندگان آلترناتیو برای آلمان بودند. برای آنها، آلترناتیو برای آلمان همیشه بخشی از بوندستاگ، برنامههای گفتوگو و سیاستهای منطقهای بوده است. علاوه بر این، ماس گفت: این نسل سیاستهای خود را از رسانههای اجتماعی، عمدتا تیکتاک دریافت میکند که باید گفت این شبکه اجتماعی غرق در پیامهای راستافراطی و چپافراطی شده است.
در نظرسنجی دیروز -مانند رای پارلمان اتحادیه اروپا در ژوئن2024- آلترناتیو برای آلمان پنج ایالت شرقی را درنوردید: رنگ آبی روشن حزبیشان کلا در تضاد با رنگ سیاه حزب اتحادیه دموکرات مسیحی است. اینجا آلمان است: کشوری که بین محافظهکاران دموکراتیک و غیر دموکراتیک تقسیم شده است. از دیدگاه آلترناتیو برای آلمان، ائتلاف بین محافظهکاران و راستها در جهان کاملا منطقی است.
با توجه به همپوشانی چشمگیر، بهویژه درباره مهاجرت، این اتحاد طبیعی به نظر میرسد. آنها نگرانیهای مشابه را به اشتراک میگذارند. اما محافظهکاران مسیحی بر این باورند که هرگز این اتحاد اتفاق نخواهد افتاد. «دیگر هرگز» وعده نسل پس از جنگ بود که آلمان دیگر هرگز خانه سیاست فاشیستی نخواهد بود. همانطور که در یکی از پلاکاردهای تظاهرات ضد راست در سراسر آلمان در اوایل این ماه اعلام شد: «هرگز دیگر اکنون است».
-
پنجشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۳ - ۰۰:۰۷:۳۶
-
۹ بازديد
-
روزنامه دنیای اقتصاد
-
بازار آریا
لینک کوتاه:
https://www.bazarearya.ir/Fa/News/1273071/