بازار آریا - حامد وحیدی طی مقالهای به این موضوع پرداخته است که چگونه ابرسازندگان مسکن، سیاستمداران را به قدرت میرسانند.
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ در بسیاری از جوامع،
صنعت ساختمانسازی نهتنها بهعنوان یک بخش
اقتصادی کلیدی و موتور محرکه رشد
اقتصاد شناخته میشود، بلکه بهعنوان ابزاری قدرتمند در شکلدهی به ساختارهای سیاسی و توزیع قدرت نیز نقش ایفا میکند.
این
صنعت که با سرمایهگذاریهای هنگفت، نیروی کار وسیع و تاثیر مستقیم بر رفاه عمومی همراه است، توانسته است در طول تاریخ به یکی از پایگاههای اصلی نفوذ و قدرت
اقتصادی تبدیل شود.
اما آنچه این
صنعت را از سایر بخشهای
اقتصادی متمایز میکند، پیوند عمیق و پیچیدهای است که با سیاست و حکمرانی پیدا کرده است.
این پیوند نهتنها در سیاستگذاریهای
اقتصادی و توسعه شهری، بلکه در معادلات قدرت و ائتلافهای سیاسی نیز تاثیرگذار بوده است
از سوی دیگر، سیاستمداران نیز بهخوبی از این واقعیت آگاهاند که رونق یا
رکود در بخش ساختمانسازی میتواند بهطور مستقیم بر رضایت عمومی و در نتیجه، بر محبوبیت و بقای سیاسی آنان تاثیر بگذارد.
بنابراین، رابطه میان سیاستمداران و ساختمانسازان یک رابطه دوسویه و بهنوعی وابستگی متقابل است که منافع
اقتصادی و سیاسی هر دو طرف را تامین میکند.
از سوی دیگر، سیاستمداران نیز بهدلیل نیاز به منابع مالی برای کمپینهای انتخاباتی و همچنین بهمنظور افزایش رشد
اقتصاد و اشتغالزایی، به حمایت ساختمانسازان نیاز دارند.
این نیاز متقابل، زمینهساز ائتلافهایی شده که در بسیاری از کشورها به تثبیت قدرت سیاسی و
اقتصادی گروههای خاصی منجر شده است.
برای نمونه، در آمریکا، ارتباط نزدیک میان لابیهای ساختمانی و سیاستمداران بهوضوح در کمپینهای انتخاباتی و همچنین در سیاستگذاریهای
مسکن و توسعه شهری مشهود است.
در کشورهای دیگر نیز، بهویژه در اقتصادهای نوظهور، ساختمانسازان با حمایت از سیاستمدارانی که به توسعه زیرساختها و پروژههای عظیم شهری متعهد هستند، بهطور مستقیم بر ساختارهای قدرت و توزیع منابع تاثیر گذاشتهاند.
این پرسش که کدام سیاستمداران با حمایت ساختمانسازان،قدرت را در دست گرفتند، ما را به بررسی تاریخ معاصر و تحلیل روابط پیچیده میان
اقتصاد و سیاست سوق میدهد.
از اهرام مصر گرفته تا کاخهای عظیم امپراتوران
چین و آسمانخراشهای مدرن در شهرهای بزرگ جهان، معماری بهعنوان زبانی جهانی برای بیان قدرت و نفوذ استفاده شده است.
به چند نمونه برجسته از سیاستمدارانی که با حمایت سازندگان به قدرت رسیدهاند، میپردازیم.
سیلویو برلوسکونی در ایتالیا یکی از بارزترین مثالها در این زمینه است.
او پیش از ورود به سیاست، در دهه 1960 شرکت ساختمانی «Edilnord» را تاسیس کرد و به توسعه مجتمعهای مسکونی در حومه میلان پرداخت.
با استفاده از ثروتی که از این
صنعت به دست آورد، وارد عرصه رسانه شد و امپراتوری رسانهای بزرگی بنا کرد. این قدرت رسانهای به او کمک کرد تا در سال 1994 حزب «Forza Italia» را تاسیس کند و به نخستوزیری ایتالیا برسد.
در آمریکا، دونالد
ترامپ یکی دیگر از مثالهای برجسته است. او پیش از ورود به سیاست، بهعنوان یک توسعهدهنده املاک و مستغلات و شخصیت تلویزیونی شناخته میشد.
ترامپ با پروژههای بزرگی مانند «Trump Tower» در نیویورک و هتلها و کازینوهای متعدد، ثروت و شهرت زیادی به دست آورد.
او با استفاده از این شهرت و ثروت، توانست دو دوره بهعنوان رئیسجمهور
آمریکا انتخاب شود.
رابطه میان سازندگان ثروتمند و سیاست تنها به کشورهای غربی محدود نمیشود. در کشورهای در حال توسعه نیز این رابطه بهخوبی قابل مشاهده است.
بهعنوان مثال، در هند، بسیاری از سازندگان بزرگ بهطور مستقیم در سیاست محلی و ملی مشارکت دارند. آنها نهتنها از کاندیداها حمایت مالی میکنند، بلکه خود نیز بهعنوان نمایندگان سیاسی انتخاب میشوند.
این رابطه پیچیده گاهی اوقات به مشکلات اخلاقی و فساد سیاسی نیز منجر میشود. بهعنوان مثال، در برزیل، رسواییهای مربوط به پرداخت رشوه از سوی شرکتهای بزرگ ساختمانی به سیاستمداران برجسته، موجب بحرانهای سیاسی بزرگی شد.
در مجموع، رابطه میان سازندگان ثروتمند و سیاست، رابطهای پیچیده و چندبعدی است که تاثیرات گستردهای بر اقتصاد، شهرسازی و حتی دموکراسی دارد.
این تعامل پیچیده و گاه فسادآمیز، یکی از عوامل کلیدی در شکلدهی به سیاستهای شهری و
اقتصادی در بسیاری از کشورهاست.
منبع:
تجارت فردا، شماره 582
https://www.bazarearya.ir/fa/News/1272840/مسکنسازان-چگونه-حاکم-تعیین-میکنند؟-اهرام-قدرت